آشنایی با برخی از عوامل خودتخریبی

خودتخریبی در افراد درجات مختلف دارد . در برخی این عامل به قدری مشهود است که به شکل یک عامل بازدارنده از رسیدن به خوشبختی و موفقیت قرار دارد. در این مطلب از سایت مدل24 از عوامل خودتخریبی در افراد برای شما عزیزان صحبت می کنیم.

 

خشم سرکوب شده از عوامل خودتخریبی

عوامل خودتخریبی

تجربه های به دست آمده، نشان داده است، افرادی که طی سال های طولانی به تدریج خود شکوفایی خود را از دست داده اند، معمولا مقدار زیادی خشم سرکوب شده در درون خود داشته اند و زمانی که درمان آنها به وسیله درمانگر پیشرفت می کند، امید و حس قدرشناسی از خود، دوباره متولد می شود. برای درمان افراد خور تخریب روش های گوناگونی توسط روان درمانگرها اعمال می شود. اینکه چه روشی بر فرد اثر می گذارد تشخیص روان درمانگر آن فرد می باشد . خشم سرکوب شده به نحوی از داشتن انگیزه برای شروع کارها در انسان جلوگیری می کند.

 

شخصیت روان رنجور از عوامل خودتخریبی

عوامل خودتخریبی

وجود ناکامی همیشه به نوعی پرخاشگری منجر می شود. این اصلی به تمام موقعیت ها اطلاق میگ ردد. اگر نیازی که تحقق نیافته است، مهم و اساسی باشد، خشم و پرخاشگری نیز به احتمال زیاد بسیار شدید خواهند بود. ناکامی از عوامل خودتخریبی به ظهور خشم کمک می کند. خشمی که ممکن است فقط در ناهشیاری باقی بماند. مثلا کودکی که در تحقق یافتن نیازهای اساسی خود، ناکام مانده است، ممکن است مدتها پس از تکامل یافتن دستگاه کنترل ادرار، دچار شب ادراری شود و بدون آن که از این احساس آگاهی کامل داشته باشد، خشم شدید خود را به این شکل بروز دهد. یکی از نیازهایی که ممکن است با ناکامی مواجه شود و در اثر این ناکامی، پرخاشگری از عوامل خودتخریبی حاصل شود، نیاز به عشق و پذیرفته شدن است که در زمان و فرهنگ ما یک موقعیت کلیدی علت و معلولی را تشکیل می دهد. والدین دارای خصوصیاتی هستند که کارین هورنی(Karen Horney( 1631 .31 را با نامی که عنوان اثر کلاسیک او نیز می باشد «شخصیت روان رنجور» خوانده شود.

خصوصیات روان رنجور از عوامل خودتخریبی

عوامل خودتخریبی

مهمترین خصوصیات این شخصیت روان رنجور از عوامل خودتخریبی ، عدم توانایی در عشق ورزیدن است. بنابراین کودک در حال رشد، نمی تواند نیاز خود به عشق را ارضا کند. هورنی، این نظر را این چنین بیان کرده است، «دلیل اصلی این حقیقت که کودک به قدر کافی از مهربانی و عاطفه بهره مند نمی شود، این است که والدین او به علت  مبتلا بودن به روان رنجوری قادر به ابراز این عواطف نیستند»، هورنی این پدیده را و مهمترین شیطان عصر ماه خوانده است: «فقدان مهر و عاطفه واقعی»، این گونه تجربه های تلخ در دوران اولیه زندگی، زخم های بسیار عمیقی بر جای می گذارند. والدین باید بتوانند احساسی نفرت را در خود کنترل کنند تا قادر باشند به کودکانی که او را می پرستند و به عشق او متکی هستند، عشق بورزند. در غیر این صورت افراد بلوغ یافته، روز به روز با نفرت های غیر قابل کنترل بیشتری آمیخته می شوند. در نتیجه والدین در برابر کودک رفتار دوسو گرانه از خودشان نشان میدهند و کودک در برابر نیازهای مبرم خود با عشق و پذیرفته شدن به سختی دچار ناکامی میشود و این گونه ناکامی ها، نمی توانند نیاز به عشق یا نفرت را در اثر نادیده گرفتن آن، از بین ببرند.

برعکس شواهد حاکی از تجربیات روان شناسان، شواهد بالینی حاکی از این حقیقت است که نیاز تحقق نیافته به عشق، مدتها به صورت کودکانه به شدت ادامه می یابد، این نیاز ممتد و توأم با ناکامی ممتد به خشم منجر می شود. سرکوبی نیاز به عشق و در پی آن سرکوبی خشم، یعنی سرکوبی نیاز به عشق و نفرتی که در اثر ارضا نشدن این نیاز به وجود میآید و به طرز موثری مانع از رشد آزادی درونی در جهت خلاق بودن می شود. کودکان به طرز شگفت انگیزی در شناسایی عشق ماهرند. حس های کودک بسیار قوی هستند و او به آسانی میتواند احساس کند که واقعاً در نظر اطرافیان پذیرفته شده است یا نه. نمایش های تظاهر آمیز نیز نمی تواند او را گمراه کنند. روش ایجاد ارتباط او با والدین خود به وضوح نشان می دهد که او نسبت به احساس آنها آگاهی دارد. گاه حمایت بیش از حد والدین باعث ظهور یک تناقض می شود. چون این نوع حمایت اغلب با خشم توأم
با زودرنجی در کودک همراه است. والدینی که زیاده از حد بر کودکان خود تسلط دارند، تسلط به طور قطع با نسبت به کودک در ارتباط است.

 

منبع: https://model24.ir

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن