خانه » سلامت » ریشه یابی آفت های خوشبختی و رشد شخصیت
ریشه یابی آفت های خوشبختی و رشد شخصیت

ریشه یابی آفت های خوشبختی و رشد شخصیت

هر انسانی وقتی در بستر زندگی قرار می گیرد، نیروها و انرژی ها و استعدادهای بالقوه خاص خدادادی در او نهفته است، اگر شرایط بستر زندگی و فرصت های شایسته و مناسب فراهم گردد، این نیروها و استعدادها، رشد طبیعی خود را خواهند کرد، مانند یک بذری از یک گل و یا هر گیاهی در بستر مناسب خاک قرار گیرد و کلیه شرایط از نظر رطوبت و مواد غذایی و اقلیم (آب و هوا) فراهم باشد و مواظبت های لازم در برابر آفتها و بیماری ها ز انجام گیرد، این بذر رشد و نمو خود را در سطح ایده آل خواهد کرد   ولی وقتی توجهات لازم در هر زمینه رشد و نمو نشود، مشخص خواهد بود که این بذر در رشد و نمود خود مواجه با خطرات زیان باری خواهد شد. آن گل و میوه را که انتظارش را داریم، نخواهد داد. در این مطلب از سایت مدل24 برای شما از آفت های خوشبختی در زندگی صحبت می کنیم.

 

ریشه یابی آفت های خوشبختی

آفت های خوشبختی

کودک نیز وقتی در شرایط طبیعی که دارای محبت، حمایت، تشویق و آزادی نسبی، راهنمایی های لازم داشته باشد و کلیه موقعیت ها برای رشد او فراهم گردد و فرصت مناسبی خواهد بود که احساس امنیت و آرامش کرده، کلیه احساسات و تمایلات و آرزوهای خاصی خودش را به طور طبیعی جامعه عملی خواهد پوشاند و در این بین آفت های خوشبختی رشد نخواهد کرد. وقتی شرایط محیط زیست نامناسب باشد، باعث میشود که کودک از رشد طبیعی خود از نظر روحی و روانی و جسمی منحرف شده و نتواند استعدادهای خود را پرورش دهد. شرایط نامناسبب که مانع رشد کودک می گردند، عبارتند از: تحقیر، بی علاقگی، بی توجهی به او، اجحاف، تعدی و زور و فشار، عدم رعایت احتیاجات خاص کودک، تبعیض، سختگیری بیش از حد، ایراد و انتقاد و بهانه جویی بی مواردو  فقدان محبت صادقانه  که این فاکتورها از مهم ترین عواملی هستند که مانع رشد طبیعی و سالم کودک  و رشد آفت های خوشبختی میگردد و اضطراب، تشویش و دلهره ی دائمی در او ایجاد می نماید.

 

علایم آفت های خوشبختی در رشد کودکان

آفت های خوشبختی

در این حالت کودک احساس تنهایی، ناامنی، بی کسی، عجز و بی چارگی در محیطی که همه ی افرادش ظالم و زورگو و اجحاف کن و آزار دهنده باشند، به دست می دهد. کودک اجباراً با دیگران نمیتواند روابط مناسب و دوستانهای برقرار کند. اجبارا کودک سعی میکند خود را در حمایت قویترین فرد محیط از قبیل برادر بزرگتر، خواهر، مادر، پدر قرار دهد تا از آزار سایرین در امان باشد و یا ممکن است به اندازهای متمرد، پرخاشگر و ستیزه جو شود که اطرافیان نتوانند آزارش دهند.  راه دیگر اینکه ممکن است از دیگران کنارهگیری کند، در اینجا است که برای در امان بودن از آزار دیگران، به راه های دیگر متوسل می شود. این راه ها عبارتند از:
الف) مهر طلبی و جلب حمایت و محبت دیگران
ب) پرخاشگری و برتری طلبی
ج) عزلت گزینی و دوری از اشخاص
در این موقعیت چنانچه کودک می توانست به یکی از سه طریق دفاعی اشاره شده ی فوق پناه ببرد که هرسه از آفت های خوشبختی هستند، چندان دچار ناراحتی و عذاب نمی شد ولی اگر بنا به موقعیتهای مختلف از هر سه تاکتیک به صورت دفاعی استفاده کند. از این که این سه طریق با هم تضاد و مغایرت دارند، اجباراً از برخورد آنها کشمکش و تضاد شدیدی در وجود کودک ایجاد خواهد شد که آن را «تضاد اساسی» مینامند. برای این که کودک از تضاد دردناک این حالت در امان باشد، سعی میکند آن را به طریقی حل کند وقتی کودک به حالت مهر طلبی از آفت های خوشبختی متوسل می شود، همیشه احتیاج دارد که زیر دست دیگران باشد. آدمی می شود سلیم، رام، سر به راه، متواضع و به طور کلی خود را خوب جلوه می کند.

به همین ترتیب در روش برتری طلبی یکی از آفت های خوشبختی نیز کودک احتیاجات و صفات و حالت هایی پیدا می کند که متناسب با یک شخصیت قوی و برتر باشد. در این موقعیت ها، بیشتر بر احساس عجز، ضعف، درماندگی اش در پنجه ی تمایلاتی که بدون رضایت و رغبت واقعی اش او را به هر طرف می کشاند، افزوده میشود. این مشکلات مانع میشود که کودک احساس ارزش و اعتماد به نفس واقعی خود را پیدا نکند و رفته رفته نیروی درونی و هستهای وجودش سست و ضعیف می گردد. برجسته و نمایان ساختن یک قسمت از تمایلات و احساسات و سرکوب کردن، قسمت های دیگر، قسمتهای سرکوب شده را از فعالیت موثر و سازنده باز می دارد. به طور خلاصه مجموعه ی این عوامل باعث میگردد که رشد خود اصلی و واقعی» کودک بسیار کند باشد و رشد طبیعی خود را نکند. تمایلات و احتیاجات مهر طلبی، برتر طلبی و عزلت طلبی که تاکتیکهای دفاعی هستند، اختیار زندگی کودکا را در دست دارند، او را به هر طرف می کشانند و کودک از «خود واقعی» اش غافل و بی خبر میگردد و «خود واقعی» اش کم رشد و ضعیف باقی میماند. انرژی هایش را هدر می دهد و هسته وجودیش بی رمق می گردد و موجودی می شود. ضعیف و بی دفاع و عاجز و چنین موجودی یک حالت «خود دستوری» در ذهنش ایجاد می کند و آن را جانشین اعتماد به نفس و ارزش واقعی میسازد. یعنی در تخیلی تصویری از یک شخصیت ممتاز و برجسته و قوی ترسیم می نماید و سعی می کند، خود را آن تصویر عالی و ممتاز فرض کند و به این طریق موفق می شود که اولاً خود را برجستهتر و برتر از دیگران تطسور کند و احساس کوچکی و حقارت خود را تسکین دهد و ثانیا تخیل تضادهای خود را حل کند. با این تصور که در حالت ایده الی که از نظر خودش ترسیم کرده به هیچ وجه تضادی نمیبیند و هر کاری که انجام می دهد به نظر خودش خیلی خوب و جنبه ای از یک شخصیت ایده آل است در صورتی که از نظر دیگران متضاد و ضد و نقیض می باشد. مانند تسلیم شدن در مقابل دیگران و از حق خود گذشت کردن که است از عوارض مهر طلبی است.

 

خود ایده آلی از آفت های خوشبختی

آفت های خوشبختی

خود ایده آلی معلول یک سلسله فعل و انفعالات و جریانات ناسالم و عصبی بوده، از این به بعد خود به صورت عامل و علت برای ایجاد انواع مشکلات و ناراحتیهای عصبی دیگر میگردد. شخص تمام نیروها، انرژی ها و کوششهایی که می بایستی صرف پرورش و رشد «خود واقعی» خویش کند، برای رسیدن به خود ایده آل هدر می دهد. یعنی از این به بعد میکوشد تا به و خود ایده الی که زاییده تخیل و تصور اوست، جامعه عمل بپوشاند. «خود تصوری و ایده آلی» ابتدا یک جریان ذهنی و تخیلی است، ولی بعداً رفته رفته تاثیرات خود را وارد زندگی عملی شخصی خواهد گذاشت. اولین حالت و صفتی که باید خود را در هر زمینه ای، بی عیب و نقص کند و خود را از نظر داشتن موقعیت حال از هر حیث به آن درجه برساند. دومین صفت برای کسب عظمت و عطش جاه طلبی و برتر شدن در هر زمینهای به طور کلی جاه طلبی در زمینه های مختلف، بالاخره بر اسب جاه طلبی سوار است به سوی و کسب عظمت» میتازد. ولی هیچ یک از تغییرات به او آرامش درونی و لذت نمیبخشد. چون این گونه عوامل خارجی نمیتوانند، اعتماد به نفس و ارزش واقعی گردند. سومین صفت و خصلتی که در شخصی عصبی ایجاد میگردد و از اثرات و لوازم حتمی عظمت طلبی است، کینه توزی و انتقام جویانه نسبت به دیگران پیدا خواهد کرد و دیگران را دچار احساس شکست، عقب ماندگی، سرشکستگی و خجالت نماید، تا از این طریق احساس قدرت نماید و بر دیگران «تفوق» و «برتری» داشته باشد.

برای کسب عظمت در شخصی عصبی، ممکن است هر سه آفت های خوشبختی یعنی جاه طلبی و برتری طلبی و مهر طلبی در یک شخص ریشه داشته باشد، منتهی شدت و ضعف آنها ممکن است به یک اندازه نباشد. ممکن است، یکی بر دو تای دیگر غالب باشد. شخصی برای پوشاندن تضادها و خود باوری اضطراب و جبران فقدان اعتماد به نفس و ارزش های واقعی، اضطراراً مجبور می شود، یک خود تصوری و خود ایده ال بسازد به طور خلاصه فرق میان پیشرفت واقعی و سالم، با تلاش های عصبی برای کسب عظمت، این است که در اولی رغبت و اختیار و رضایت وجود دارد ولی در دومی اجبار و اضطرار. در اولی محدودیت ها را شناسایی میکند و قبول می کند ولی در دومی هیچ گونه محدودیتها را نمی شناسد. در اولی قدم به قدم پیش میرود ولی در دومی فقط ارزو می کند. اولی قدرت پتانسیل شخصیتی و علمی ان را دارد ولی در دومی فقط تظاهر به داشتن ان صفات را دارد. اولی با واقعیات سروکار دارد ولی دومی با تخیل و توهم، مشکلات ایدهآلی ست آن است که میخواهد خود را به صورت یک الگو و قالب متصور کند، که بنای آن بر توهم و تخیلی پایه گذاری شده است.

 

منبع : https://model24.ir

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

تمامی حقوق محفوظ متعلق به سایت مدل 24 می باشد کپی برداری از مطالب تنها با درج لینک مستقیم منبع مجاز است.طراحی شده توسط پارس تمز